مجله اینترنتی فانیس
  • صفحه نخست
  • تصاویر خنده دار
  • عکس های دیدنی
  • عکس های عاشقانه
  • عکس بازیگران
  • نقاشی و کاریکاتور
  • مطالب جالب و خواندنی
  • ادبیات ، داستان و شعر
  • مطالب خنده دار و طنز
  • مطالب عاشقانه
  • انواع فال گوناگون
  • انواع طالع بینی
  • فال روز
  • پیامک تبریک
  • پیامک خنده دار
  • پیامک عاشقانه
  • پیامک سرکاری
  • اخبار سینما و هنری
  • بیوگرافی بازیگران خارجی
  • بیوگرافی بازیگران ایرانی
  • مصاحبه و گفتگو
  • رژیم غذایی و لاغری
  • بهداشت ، زیبایی و فشن
  • مدل لباس و مانتو جدید
  • پزشکی و سلامتی
  • خواص خوراکی ها
  • روانشناسی و خانواده
  • زنان و مردان ایرانی
  • سبک زندگی
  • دانش و فناوری روز
  • آموزش و ترفند موبایل
  • آموزش و ترفند کامپیوتر
  • آموزش شیرینی پزی
  • آموزش آشپزی
  • تاریخ و آثار باستانی
  • اعتیاد و مواد مخدر
  • مجله خبری روز
  • دینی و مذهبی
  • دنیای اتومبیل
  • ایرانگردی و جهانگردی
  • دانستنی ها
  • گوناگون
  • اخبار
  • تصاویر بازیگران
  • علم و فناوری
  • سبک زندگی
  • پزشکی و سلامت
  • آموزش آشپزی
  • داستان آموزنده شکار

    مجموعه : داستان و شعر

     

    داستان آموزنده شکار

    داستانهای آموزنده

    داستان آموزنده شکار

    مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستایی ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ‌ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
    مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است. ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
    مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
    مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ.

    تازه های داستان و شعر

    داستان و شعر

  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه